ابزار وبمستر

سه اپيزود از زندگي شهيد آيت‌الله بافقي در بسط مفهوم توليد ملي
معرفی وبلاگ
بازدید کننده ی گرامی؛ این وبلاگ با توجه به نامگذاری امسال به عنوان سال "تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی" توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی، در جهت گسترش و حمایت از تولیدات داخلی و ملی ایجاد شده است. شما عزیزان نیز با بیان نظرات و به خصوص انتقادات خود می توانید در جهت بهتر شدن وبلاگ با ما همکاری فرمایید.
صفحه ها
دسته
آرشیو
لینک دوستان
پیوندهای مرتبط
لوگوی وبلاگ ما

ذائقه ایرانی ، کالای ایرانی

لوگوی دوستان
ابزارها و برنامه ها
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 601708
تعداد نوشته ها : 1651
تعداد نظرات : 97
 حمايت از توليد ملي
این سایت را حمایت می کنم
کلیپ صوتی وبلاگ




سه اپيزود از زندگي شهيد آيت‌الله بافقي در بسط مفهوم توليد ملي

توليد ايراني:آن زمان هنوز بساط قند و چاي در ايران داير نشده بود و از خارج مي آوردند ، او به جاي قند و چاي، خرماي جهرم بين طلبه ها تقسيم مي كرد با اينكه افطاري‌هاي خيلي مفصل مي‌داد از برنج و خورشت و اينها ولي چاي نمي داد.
http://www.tolideiran.ir/sites/default/files/fbecf9b222e52afbf7371cdec61bbdf8_3.jpg?1346583750

به گزارش خبرنگار پايگاه اطلاع‌رساني توليد ايراني، مجاهد شهيد حضرت آيت‌الله حاج شيخ محمد تقي بافقي (ره) كه برخورد وي با هر گونه منكري در شهر مقدس قم و در شهر ري زبانزد خاص و عام است.

 اين مرد بزرگ در مدت 73 سال عمرش به هيچ وجه از جنس خارجي استفاده نكرد و جز لباس كرباس و قدك اصفهان و يزد نپوشيد. حتي عمامه اش هم كرباس بود. ظروف چيني و بلور خارجي استفاده نكرد و در منزلش جز ظروف مسي و سفالين پيدا نمي شد. از خوراكي هاي خارج از وطن مانند: قند و شكر و نبات نيز استفاده ننمود.

 

اپيزود اول:

 آيت‌الله بهاءالديني (ره) كه از دوستان مرحوم بافقي (ره) بودند در اين زمينه مي فرمايند:

 در وطن خواهي، نظير ايشان مثل اينكه كم باشد به جوري كه در سر تا پاي ايشان از متاع و كالاهاي خارجي خبري نبود، از عمامه و قبا و پيراهن و عبا و كفش. در تمام ضيافت هايي كه از اهل علم مي كرد غير از اجناس ايراني چيزي مصرف نمي كرد. آن زمان هنوز بساط قند و چاي در ايران داير نشده بود و از خارج مي آوردند او به جاي قند و چاي، خرماي جهرم بين طلبه ها تقسيم مي‌كرد با اينكه افطاري هاي خيلي مفصل مي داد از برنج و خورشت و اينها ولي چاي نمي داد. مي گفت پول ما نبايد از مملكت خارج شود و در جيب خارجي ها برود. حقيقت وطن خواهي را ما در ايشان ديديم. از اموالي كه در اختيار ايشان بود حاضر نبود غير از ايران در جاي ديگري مصرف شود.[1]

 

اپيزود دوم:

 آيت الله اراكي (ره) هم كه شخصيت حاج شيخ را مي شناخته و از زهد ايشان مطلع بودند مي فرمايند:

 پيش از اينكه آيت الله حائري به قم بيايند حاج شيخ محمد تقي بافقي (ره) در قم بود و ايشان شخص برجسته اي بود؛ اول زاهد دنيا بود؛ از فرق سر تا نوك پا همه اش كرباس بود... در خانه اش عوض قالي زيلو بود و كاسه ها همه گلي حتي قاشق هايش چوبي؛ و چنان مهر و دوستي با طلبه جماعت داشت كه معروف بود طلبه ها سرّ و رازي (ره) كه نمي خواهند به مادرشان بگويند به حاج شيخ محمد تقي مي گويند.[2]

 

اپيزود سوم:

 آقاي علي اصغر فقيهي نويسنده تاريخ مذهبي قم در اين زمينه مي گويد: منزل ايشان نزديك منزل ما بود. من شاهد بودم ايشان اصلاً از اجناس خارجي استفاده نمي‏ كرد. سر تا پا كرباس مي‏ پوشيد. عبا، قبا و پيراهن از جنس كرباس بود. چايي ايراني با خرما يا توت خشك مي‏ خورد. از سماور حلبي و فنجان و قوري گلي كه همه ساخت قم بود استفاده مي‏ كرد. مطلقا از اجناس خارجي استفاده نمي‏ كرد. خوراكش بسيار ساده بود. نان دوغ و كشك.[3]

 

كوتاه از زندگي شهيد آيت‌الله بافقي

شهيد آيت الله بافقي مجاهدى است كه از نظر بسياري از دلسوختگانش تشرفات مكرر او به محضر حضرت ولى عصر (ع) ثابت و حتمى است. آن بزرگوار از فقها و مجتهدان برجسته اى بود كه در سال 1346 ه.ق بر ضد بى بند و بارى خاندان پهلوى قيام كرد. او در آن اوج خفقان رضاخانى، لحظه اى از امر به معروف و نهى از منكر غفلت نداشت و صريحاً‌ بر فراز منبر از جنايات رضاخان پرده برمى داشت.

در نوروز سال 1306 ش، زن رضاخان به همراه عده اى از زنان دربار، بدون حجاب و با آرايش كامل، وارد حرم حضرت معصومه عليه السلام شدند . در آن هنگام تنها عالمى كه مقابل اين هتك حرمت ايستاد و آنان را از حرم بيرون راند، آيت ا... بافقى بود. هنگامى كه خبر اعتراض دليرانه او به گوش رضاخان رسيد، شخصاً به قم آمد، آن روحانى مبارز را دستگير و شخصاً او را زير مشت و لگد خود گرفت و پس از ضرب و شتم، آن عنصر تقوا و فضيلت را به شهر رى تبعيد كرد.

يكى از بزرگان قم‌، آن شب در عالم رويا به محضر مقدس حضرت بقيت ا... (عج) شرفياب شد و آن حضرت را مشاهده نمود كه سوار بر اسب عازم تهران هستند و پيش از حركت، به حرم مطهر عمه اش حضرت معصومه روى نموده، فرمودند: « السلام عليك يا عمتى المظلومه، لعن ا... قوما هتكوا حرمتك و كسروا حصنك؛ سلام بر تو اى عمه مظلوم ام، خداى لعنت كند گروهى كه به حريم تو جسارت كردند و بست ترا شكستند. [4]

 

 پي نوشت:

[1]. حسين حيدري كاشاني، سيري در آفاق، زندگينامه آيت الله بهاء الديني، قم، نشر اعتماد، دوم، 1379، ص265

[2]. سيد محمد ميرسليماني بافقي (ره)، مفاخر بافق، يزد، انتشارات مفاخر، اول، 1385، ص50

[3]. مجله كوثر، تير 1377، شماره 16، ص79، گفتگو با علي اصغر فقيهي

[4].  مهدى پور، كريمه اهل بيت، ص 209، ماهنامه كوثر، ش 13، ص 12 .



اشتراک این مطلب در :

X